گذار دموکراتیک در ایران: طراحی نهادی، تضمین حقوق بنیادین و ارزیابی نقش رضا پهلوی در چارچوب حقوق عمومی و سیاست تطبیقی

گذار از نظام‌های اقتدارگرا به نظام‌های دموکراتیک، در ادبیات علوم سیاسی و حقوق عمومی، یکی از پیچیده‌ترین فرایندهای تحول سیاسی به شمار می‌رود. نظریه‌پردازانی چون گیلرمو اودانل، فیلیپ اشمیتِر و ساموئل هانتینگتون نشان داده‌اند که موفقیت یک گذار دموکراتیک وابسته به سه عنصر کلیدی است: فروپاشی یا تضعیف مشروعیت نظم موجود، وجود یک بدیل قابل تشخیص، و توانایی مدیریت مرحله انتقال بدون فروغلتیدن به هرج‌ومرج یا استبداد جدید.

در این چارچوب، بحث درباره نقش شخصیت‌های سیاسی در تبعید یا خارج از ساختار رسمی قدرت، موضوعی رایج در تجربه‌های گذار در اروپای شرقی، آمریکای لاتین و حتی آفریقای جنوبی بوده است. در مورد ایران نیز، پرسش درباره نقش شاهزاده رضا پهلوی در صورت وقوع گذار سیاسی، در چنین بستری قابل تحلیل است: نه به‌عنوان بازگشت به گذشته، بلکه در چارچوب نظریه مشروعیت، نمایندگی سیاسی و تضمین حقوق بنیادین.

مشروعیت سیاسی: از وراثت تاریخی تا پذیرش دموکراتیک

در حقوق اساسی مدرن، مشروعیت سیاسی دو منبع اصلی دارد: مشروعیت تاریخی و مشروعیت مبتنی بر رضایت عمومی. مشروعیت تاریخی به سرمایه نمادین و پیوستگی نهادی اشاره دارد، در حالی که مشروعیت دموکراتیک بر اصل حاکمیت ملت و رأی آزاد استوار است.

نکته کلیدی این است که در یک گذار دموکراتیک واقعی، هیچ شخص یا نهادی نمی‌تواند صرفاً به اتکای پیشینه خانوادگی یا تاریخی قدرت را تصاحب کند؛ بلکه نقش‌ها باید در چارچوب یک فرایند آزاد، شفاف و مبتنی بر رأی عمومی تعریف شوند. در مواضع رسمی شاهزاده رضا پهلوی طی سال‌های اخیر، تأکید مکرر بر «همه‌پرسی آزاد» درباره شکل نظام آینده و پذیرش هر نتیجه‌ای که ملت انتخاب کند، به‌عنوان یکی از پاسخ‌های اصلی به نگرانی درباره بازتولید اقتدارگرایی مطرح شده است. این موضع، از منظر حقوق عمومی، به اصل حق تعیین سرنوشت ملت‌ها (منصوص در میثاق‌های بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) ارجاع دارد.

بنابراین، تحلیل حقوقی نقش او باید نه در قالب بازگشت سلطنت، بلکه در چارچوب یک نقش موقت در دوران گذار و ارجاع نهایی به رأی مردم صورت گیرد.

تفکیک نقش نمادین از قدرت اجرایی

یکی از انتقادهای مطرح‌شده در فضای سیاسی اروپا، ابهام در تمایز میان «نقش نمادین» و «قدرت اجرایی» است. از منظر نظریه‌های گذار، وجود یک چهره نمادین می‌تواند کارکردی انسجام‌بخش داشته باشد، مشروط بر آنکه این نقش فاقد اختیار اجرایی مطلق و تابع سازوکارهای نظارتی باشد.

در تجربه‌های تاریخی، از اسپانیا پس از فرانکو تا برخی نظام‌های مشروطه اروپایی، تفکیک دقیق میان مقام نمادین و دولت منتخب، یکی از ابزارهای جلوگیری از تمرکز قدرت بوده است. اگر در ایران آینده نیز هرگونه ساختار سلطنت مشروطه یا جمهوری پارلمانی مطرح شود، اصل پاسخگویی دولت منتخب و محدود بودن مقام نمادین به چارچوب قانون اساسی باید تضمین شود. از این منظر، تأکید بر قانون‌گرایی و تدوین قانون اساسی جدید از طریق مجلس مؤسسان منتخب، پاسخ حقوقی به نگرانی‌های اقتدارگرایانه محسوب می‌شود.

حقوق برابر شهروندان: مبنای هر نظم مشروع

هیچ گذار سیاسی بدون تضمین حقوق برابر همه شهروندان مشروعیت نخواهد داشت. اصل برابری در برابر قانون، منع تبعیض بر اساس جنسیت، قومیت، مذهب، عقیده سیاسی یا گرایش جنسی، از اصول بنیادین حقوق بشر معاصر است.

در نظام حقوق بین‌الملل، ماده ۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۲۶ میثاق حقوق مدنی و سیاسی، هرگونه تبعیض را منع می‌کند. در یک چارچوب دموکراتیک، حقوق افراد با هر نوگرایش جنسی، هویت جنسیتی یا گرایش فکری، نه موضوع امتیازدهی، بلکه جزء حقوق بنیادین و غیرقابل سلب محسوب می‌شود. هر ساختار سیاسی که در آینده ایران شکل گیرد، تنها در صورتی با معیارهای بین‌المللی سازگار خواهد بود که:

۱. آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی تجمع تضمین شود؛

۲. حق تشکیل احزاب و رقابت سیاسی آزاد برقرار باشد؛

۳. استقلال قوه قضائیه تضمین شود؛

۴. تبعیض کیفری یا مدنی علیه اقلیت‌های جنسی و فکری لغو گردد؛

۵. حقوق زنان در تمامی عرصه‌ها به‌صورت کامل و برابر به رسمیت شناخته شود.

مواضع اعلام‌شده شاهزاده رضا پهلوی در حمایت از جدایی دین از حکومت، برابری حقوقی زنان و لغو مجازات‌های مبتنی بر تبعیض مذهبی یا جنسیتی، از سوی حامیان او به‌عنوان نشانه هم‌سویی با این چارچوب حقوق بشری مطرح می‌شود. ارزیابی نهایی این ادعاها، البته، وابسته به نهادینه‌سازی آنها در متن قانون اساسی و سازوکارهای اجرایی است.

پاسخ به انتقاد «پروژه تبعیدی»

یکی از نقدهای رایج در اروپا، نگرانی از «رهبری از خارج» است. در نظریه‌های گذار، نقش تبعیدیان سیاسی همواره محل مناقشه بوده است. تجربه لهستان، آفریقای جنوبی یا شیلی نشان می‌دهد که شخصیت‌های خارج از کشور می‌توانند در بسیج افکار عمومی و دیپلماسی بین‌المللی نقش ایفا کنند، اما مشروعیت نهایی باید از درون جامعه و از طریق سازوکارهای انتخاباتی به دست آید.

در این چارچوب، اگر نقش شاهزاده رضا پهلوی به تسهیل گذار، جلب حمایت بین‌المللی برای تحریم ناقضان حقوق بشر و دفاع از زندانیان سیاسی محدود شود، این نقش در چارچوب حقوق بین‌الملل عمومی قابل تبیین است. آنچه می‌تواند مشروعیت را مخدوش کند، هرگونه ادعای انتصاب خودکار به قدرت بدون مراجعه به رأی عمومی خواهد بود؛ امری که از منظر حقوق اساسی مدرن فاقد اعتبار است.

مسئله ائتلاف و کثرت‌گرایی

گذار موفق نیازمند ائتلافی فراگیر است. هیچ شخصیت سیاسی، صرف‌نظر از پایگاه اجتماعی یا سرمایه نمادین، بدون همکاری طیف‌های مختلف جمهوری‌خواه، مشروطه‌خواه، لیبرال، سوسیال‌دموکرات و دیگر گرایش‌ها قادر به تثبیت نظم جدید نخواهد بود. اصل کثرت‌گرایی، که در فلسفه سیاسی لیبرال-دموکراتیک ریشه دارد، ایجاب می‌کند که ساختار آینده بر پایه رقابت آزاد و پذیرش تفاوت‌ها شکل گیرد.

در این چارچوب، نقش هر شخصیت، از جمله شاهزاده رضا پهلوی، در صورتی می‌تواند سازنده باشد که در خدمت شکل‌گیری چنین ائتلافی قرار گیرد و نه در جهت حذف یا حاشیه‌رانی دیگر نیروها.

مداخله خارجی و حاکمیت ملی

یکی دیگر از نگرانی‌ها، پیوند خوردن اپوزیسیون با قدرت‌های خارجی است. حقوق بین‌الملل اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها را به رسمیت می‌شناسد، اما در عین حال حمایت از حقوق بشر و تحریم ناقضان آن را مشروع می‌داند. تمایز میان «حمایت دیپلماتیک از حقوق بشر» و «مداخله نظامی برای تغییر رژیم» از نظر حقوقی بسیار مهم است.

اگر هر نیروی سیاسی بر استقلال ملی و مخالفت با مداخله نظامی تأکید کند، و حمایت خارجی را صرفاً در قالب فشار حقوق بشری و دیپلماتیک تعریف نماید، این موضع با اصول منشور ملل متحد قابل جمع است.

در امتداد بحث درباره مداخله خارجی و ضرورت صیانت از حاکمیت ملی، روشن می‌شود که هر پروژه گذار دموکراتیک ناگزیر از عبور از مرحله‌ای است که در آن، اصول نظری باید به سازوکارهای عینی و نهادی تبدیل شوند. اگر استقلال ملی، برابری شهروندان و حق تعیین سرنوشت صرفاً در سطح شعار باقی بمانند، نمی‌توانند بنیان یک نظم پایدار را شکل دهند. از این‌رو، گام بعدی در تحلیل، انتقال از سطح مباحث مفهومی و پاسخ به انتقادها، به سطح طراحی حقوقی و مهندسی نهادیِ دوران انتقال است؛ مرحله‌ای که در آن چارچوب‌های عملی برای تضمین حاکمیت ملت، تفکیک قوا، عدالت انتقالی و تثبیت دموکراسی ترسیم می‌شود و نقش کنشگران سیاسی نیز در پرتو این معماری نهادی ارزیابی می‌گردد.

۱. چارچوب نظری: مشروعیت، گذار و طراحی نهادی

ادبیات کلاسیک گذار (اودانل و اشمیتِر؛ هانتینگتون) سه مؤلفه را برای موفقیت انتقال برمی‌شمارد:

(۱) فروپاشی یا فرسایش مشروعیت نظم پیشین،

(۲) وجود بدیل سازمان‌یافته و قابل تشخیص، و

(۳) مهندسی نهادیِ مرحله انتقال برای جلوگیری از خلأ قدرت و بازتولید اقتدارگرایی. تجربه‌های تطبیقی نشان می‌دهد که «طراحی نهادیِ پیشینی»، حتی در حد نقشه راه، ریسک‌های گذار را کاهش می‌دهد.

۱.۱. منابع مشروعیت

در حقوق اساسی مدرن، مشروعیت بر اصل حاکمیت ملت و رضایت آزادانه شهروندان استوار است. هر سرمایه نمادین تاریخی تنها زمانی به مشروعیت سیاسی بدل می‌شود که در قالب سازوکارهای انتخابی و پاسخگو بازتولید گردد. بنابراین، هر نقش پیشنهادی برای هر شخصیت سیاسی در گذار، باید به مراجعه به رأی عمومی و محدودیت‌های قانونی مقید شود.

۲. طراحی نهادی دوران گذار: نقشه راه پیشنهادی

۲.۱. دولت موقت انتقالی

  • مبنای تأسیس: توافق نیروهای اصلی اپوزیسیون بر «منشور انتقال» با تعهد به انتخابات آزاد ظرف ۱۲–۱۸ ماه.

  • ترکیب: هیئت اجرایی موقت با ترکیب فراجناحی و حضور نمایندگان گرایش‌های جمهوری‌خواه، مشروطه‌خواه، لیبرال، سوسیال‌دموکرات، ملی‌گرا و نمایندگان جامعه مدنی.

  • صلاحیت‌ها: اداره امور جاری، تضمین امنیت عمومی، آزادسازی فضای سیاسی، اصلاح قوانین کیفری تبعیض‌آمیز، آماده‌سازی انتخابات مجلس مؤسسان.

  • ممنوعیت‌ها: عدم تصویب قوانین دائمی ساختاری؛ ممنوعیت نامزدی اعضای کلیدی دولت موقت در نخستین انتخابات سراسری (برای کاهش تعارض منافع).

۲.۲. مجلس مؤسسان منتخب

  • انتخاب مستقیم با نظارت بی‌طرف بین‌المللی.

  • مأموریت: تدوین قانون اساسی جدید ظرف حداکثر ۹ ماه، سپس همه‌پرسی تصویب.

  • اصل شفافیت: انتشار علنی پیش‌نویس‌ها، جلسات استماع عمومی، امکان ارائه نظر کارشناسی از سوی دانشگاه‌ها و نهادهای مدنی.

۲.۳. جدول زمانی

  • ماه ۰–۳: تثبیت امنیت، آزادی زندانیان سیاسی، لغو قوانین تبعیض‌آمیز فوری.

  • ماه ۳–۶: ثبت احزاب، اصلاح قانون انتخابات، تشکیل کمیسیون مستقل انتخابات.

  • ماه ۶–۱۲: انتخابات مجلس مؤسسان.

  • ماه ۱۲–۱۸: تدوین و همه‌پرسی قانون اساسی؛ برگزاری انتخابات عمومی مطابق قانون جدید.

۳. تضمین حقوق بنیادین: ماده‌نویسی پیشنهادی

۳.۱. اصل برابری و منع تبعیض

  • «همه اشخاص در برابر قانون برابرند و از حمایت برابر قانون برخوردارند. هرگونه تبعیض بر اساس جنسیت، هویت یا گرایش جنسی، مذهب، عقیده سیاسی، قومیت، زبان، ناتوانی یا هر وضعیت دیگر ممنوع است.»

  • اثر اجرایی: قابلیت استناد مستقیم در دادگاه‌ها؛ ایجاد «دادگاه قانون اساسی» با صلاحیت ابطال قوانین تبعیض‌آمیز.

۳.2. آزادی‌های بنیادین

  • آزادی بیان، مطبوعات، تجمع، تشکل و دسترسی به اطلاعات؛

  • اصل قانونی بودن جرم و مجازات؛

  • منع شکنجه و رفتار غیرانسانی؛

  • تضمین دادرسی عادلانه و استقلال قوه قضائیه.

۳.۳. حقوق اقلیت‌های جنسی و جنسیتی

  • لغو هرگونه جرم‌انگاری مبتنی بر گرایش یا هویت جنسی؛

  • به‌رسمیت‌شناختن حق حریم خصوصی و برابری در استخدام، آموزش و خدمات عمومی؛

  • ایجاد نهاد «کمیسیون ملی برابری» با اختیار رسیدگی به شکایات تبعیض.

۳.۴. جدایی نهاد دین و حکومت

  • بی‌طرفی دولت در قبال ادیان و عقاید؛

  • ممنوعیت تبعیض مذهبی در تصدی مناصب عمومی؛

  • تضمین آزادی دین و بی‌دینی.

۴. تفکیک قوا و مهار تمرکز قدرت

  • نظام پارلمانی یا نیمه‌ریاستی با توازن قوا؛

  • نخست‌وزیر/رئیس‌جمهور منتخب و پاسخگو به پارلمان؛

  • دادگاه قانون اساسی مستقل؛

  • نهادهای نظارتی: دیوان محاسبات، کمیسیون ضدفساد، آزادی اطلاعات.

  • محدودیت دوره‌های تصدی مناصب عالی (دو دوره متوالی حداکثر).

۵. عدالت انتقالی و آشتی ملی

  • کمیسیون حقیقت‌یاب مستقل برای ثبت نقض‌های حقوق بشر؛

  • تعقیب قضایی ناقضان جدی (اصل عدم مصونیت از مجازات)؛

  • برنامه جبران خسارت قربانیان؛

  • منع تصفیه‌های گسترده اداری خارج از چارچوب قانون (برای جلوگیری از فروپاشی اداری).

۶. اقتصاد دوران گذار: ثبات، شفافیت، رفاه

  • استقلال بانک مرکزی و مهار تورم؛

  • شفاف‌سازی بودجه و پایان دادن به اقتصاد رانتی؛

  • اصلاح نظام یارانه‌ای با تمرکز بر اقشار آسیب‌پذیر؛

  • جذب سرمایه از طریق تضمین حقوق مالکیت و حاکمیت قانون؛

  • پیوستن به رژیم‌های بین‌المللی مبارزه با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم.

۷. حاکمیت ملی و روابط خارجی

  • پایبندی به منشور ملل متحد و اصل عدم مداخله؛

  • تفکیک «حمایت دیپلماتیک از حقوق بشر» از «مداخله نظامی»؛

  • تنش‌زدایی منطقه‌ای و سیاست خارجی متوازن؛

  • بازگشت به تعهدات بین‌المللی با حفظ منافع ملی.

۸. ارزیابی نقش شاهزاده رضا پهلوی در این چارچوب

۸.۱. سرمایه نمادین و دیپلماسی عمومی

به‌عنوان فرزند آخرین پادشاه ایران، دارای سرمایه نمادین تاریخی و شناخته‌شدگی بین‌المللی است. این سرمایه می‌تواند در جلب توجه رسانه‌ای و دیپلماسی حقوق بشری مؤثر باشد، مشروط بر آنکه به سازوکارهای انتخابی مقید گردد.

۸.۲. تعهد اعلامی به همه‌پرسی و حاکمیت ملت

مواضع علنی در حمایت از همه‌پرسی درباره شکل نظام آینده، از منظر حقوق عمومی، هم‌سو با اصل حق تعیین سرنوشت است. این تعهد باید در «منشور انتقال» نهادینه شود.

۸.۳. پاسخ به نگرانی بازتولید اقتدارگرایی

راه‌حل، نه در نفی پیشینی یک فرد، بلکه در طراحی نهادیِ مهارکننده است: محدودیت اختیارات مقام نمادین، پاسخگویی دولت منتخب، و نظارت قضایی مؤثر.

۸.۴. مسئله ائتلاف و کثرت‌گرایی

هر نقش مؤثر در گذار مستلزم ائتلاف فراگیر است. موفقیت به توانایی ایجاد اجماع میان گرایش‌های متنوع وابسته است، نه به انحصار نمایندگی.

۹. تحلیل تطبیقی

  • اسپانیا پس از فرانکو: نقش پادشاه در چارچوب مشروطه و انتقال به دموکراسی پارلمانی؛ مهار نهادی قدرت.

  • شیلی پس از پینوشه: همه‌پرسی و بازنویسی قانون اساسی؛ تداوم نهادی با اصلاحات تدریجی.

  • آفریقای جنوبی: مذاکرات فراگیر و قانون اساسی حقوق‌محور با دادگاه قانون اساسی قدرتمند.

درس مشترک: طراحی نهادی و تضمین حقوق، تعیین‌کننده‌تر از شخصیت‌هاست.

۱۰. پاسخ نظام‌مند به ابهامات رایج

  1. ابهام مشروعیت: پاسخ در مراجعه به رأی عمومی و انتخابات آزاد.

  2. ابهام حقوق اقلیت‌ها: پاسخ در تصریح اصل منع تبعیض و سازوکار قضایی اجرایی.

  3. ابهام تمرکز قدرت: پاسخ در تفکیک قوا و محدودیت دوره‌ها.

  4. ابهام مداخله خارجی: پاسخ در سیاست استقلال ملی و رد مداخله نظامی.

  5. ابهام پایگاه اجتماعی: پاسخ نهایی تنها از طریق انتخابات آزاد و رقابت برابر به دست می‌آید.

نتیجه‌گیری

گذار دموکراتیک پایدار در ایران مستلزم نقشه راه نهادی، تضمین بی‌قیدوشرط حقوق بشر و پذیرش اصل حاکمیت ملت است. در چنین چارچوبی، نقش هر شخصیت سیاسی همچنین شاهزاده رضا پهلوی، تنها زمانی می‌تواند مشروع و سازنده تلقی شود که به رأی آزاد مردم، محدودیت‌های قانونی و برابری کامل شهروندان مقید باشد. تجربه‌های تطبیقی نشان می‌دهد که موفقیت گذار نه به «نام‌ها»، بلکه به «نهادها» وابسته است. مشروعیت پایدار از طراحی حقوقی دقیق، شفافیت، پاسخگویی و تضمین عملی آزادی و برابری برای همه شهروندان، با هر گرایش فکری و جنسی، نشأت می‌گیرد.

پاینده ایران


احسان تاری نیا - لوکزامبورگ
نوشته شده در 12 فوریه 2026